ده سخنرانی مفید تد برای دانشجویان بین‌المللی

نویسنده: الکس اسمیث

اِستادی اِبراد _تحصیل در خارج کشور از آن دست تجربه‌هایی است که می‌تواند زندگی فرد را تغییر دهد. بیرون آمدن از ناحیه‌ی امن و گستردن افق‌های جدید در پیش روی خود جسارت می‌طلبد.

آنچه فرد درباره‌ی خودش و جهان می‌داند به چالش کشیده می‌شود و چگونگی روبرو شدن با همین چالش‌ها است که نتیجه‌ی حاصل‌شده را تعیین می‌کند.

در کتابم Study U Abroad (شناخت خود در خارج کشور) نوشته‌ام با تحصیل در خارج شما تبدیل می‌شوید به عضوی از یک شبکه‌ی همواره بزرگ‌شونده‌ از جستجوگران دارای ذهن جهانی که در جایگاهی منحصر به فرد ایستاده‌اند و می‌توانند با استفاده از تجربیات خود صلح و سازش بیشتری در جهان به وجود آورند.

پس از پشت سر گذاشتن شوک فرهنگی رفتن به خارج و شوک فرهنگی بازگشت به وطن می‌خواهید تجربه‌ی خود را در چه راهی به کار گیرید؟

 این ۱۰ سخنرانی TED برای دانشجویان بین‌المللی انگیزه‌بخش است و صحبت‌های مطرح شده در آنان موضوعاتی مانند زندگی در لحظه‌ی حال، نقد کلیشه‌ها و تعصبات، داشتن زندگی اصیل، انتخاب آرامش به جای خشونت، مسائل حقوق بشر، سفر هدف‌دار و خیلی موضوعات دیگر را پوشش می‌دهد.

در حین دیدن این سخنرانی‌‌ها به تجربه‌ی خودتان از تحصیل در خارج فکر کنید و ببینید چگونه می‌توانید با استفاده از آن دنیای درون و بیرون خود را دگرگون سازید.

تا روز مرگ چگونه زندگی کنیم _ استیو جابز

“زمان محدودی در دستان شماست، پس کسی جز خودتان را زندگی نکنید و اینگونه آن را هدر ندهید. در جزم‌اندیشی که زندگی کردن با حاصل تفکرات دیگران است گرفتار نشوید. نگذارید صدای درون‌تان در هیاهوی نظرات دیگران گم شود. و مهم‌تر از همه، جسارت پیروی از قلب‌تان و دریافت‌های احساسی‌تان را داشته باشید زیرا قلب و احساس شما از قبل به نوعی می‌داند واقعاً چه می‌خواهید بشوید و هر چیز دیگری در درجه‌ی بعدی اهمیت قرار دارد.”

یکی از برجسته‌ترین رهبران دوره‌ی ما با درایت خود به ما می‌گوید چگونه بیشترین بهره را از زندگی ببریم. تحصیل در خارج فرصتی فوق‌العاده است تا بیشتر خود را بشناسید و ببینید از زندگی چه می‌خواهید.

 خطر شنیدن یک داستان واحد _چیماماندا آدیچی (Chimamanda Adichie)‌‌

یک داستان واحد، کلیشه ایجاد می‌کند و مشکل کلیشه دروغ بودن نیست بلکه ناقص بودنش است. نباید یک داستان تنها داستان ما شود.

آدیچی در این سخنرانی، با شوخ‌طبعی و قدرتمندانه ما را تحریک می‌کند که به فراتر از داستان‌های واحدمان از افراد و مکان‌ها بنگریم تا ایجاد پیوندهای انسانی را ممکن کنیم.

در خارج تحصیل کنید، با ذهنی باز سفر کنید و آمادگی کشف داستانی کامل‌تر از افراد و مکان‌هایی که با آنها روبرو می‌شوید را داشته باشید. از آنچه فکر می‌کنید در مورد افراد می‌دانید عبور کنید و با رها کردن کلیشه‌ها و پیش‌فرض‌هایی که احتمالاً در ذهن خود دارید استثناها را بیابید. 

دوست دارید خوشحال‌تر باشید؟ در لحظه بمانید _ مت کیلینگزورث (Matt Killingsworth

“جالب است که گرچه شرایط کلی زندگی ما به طرز چشمگیری پیشرفت داشته، ولی ما ذره‌ای خوشحال‌تر نشده‌ایم.”

کیلینگزورث در این سخنرانی کوتاه با ارائه‌ی یافته‌های علمی نشان می‌دهد که چگونه ماندن در لحظه می‌تواند ما را خوشحال‌تر کند. او ثابت می‌کند که اگر بتوانیم بر کاری که در لحظه داریم انجام می‌دهیم تمرکز کنیم، فارغ از میزان دلپذیر بودن آن کار، خوشحال‌تر خواهیم بود.

عوض فکر کردن به این که با تحصیل در خارج چه چیزهایی را در کشور خود جا گذاشته‌اید و عوض این که نگران سفرها و امتحانات پیش رو باشید، تمام تمرکز خود را بر تحصیل بگذارید. در هر صدا و بو و لحظه و گفتگویی که دارید غوطه‌ور شوید تا تجربه‌های کامل‌تری به دست آورید و در نتیجه به قول کیلینگزورث خوشحال‌تر شوید.

خانه کجاست؟ _ پیکو آیر (Pico Iyer) ‌

“زیبایی احاطه شدن با محیط غریبه در این است که مانند یک سیلی تو را بیدار می‌کند. دیگر ساده از کنار هیچ چیز نمی‌گذری.”

آیر در این سخنرانی بررسی می‌کند که چگونه سفر و جابجایی بر هویت فرد و فهم او از خانه تأثیر می‌گذارد. او می‌گوید “برای من سفر تا حدودی شبیه عاشق شدن است، زیرا در سفر ناگهان همه‌ی احساساتت روی حالت «روشن» تنظیم می‌شود. ناگهان نسبت به الگوهای پنهان جهان حساس می‌شوی.”

تحصیل در خارج فرصتی است برای باز شدن چشم هم به دنیای درون و هم به دنیای بیرون. همه چیز تازه است و به محض تصمیم شما برای رفتن، تغییر هویت شما آغاز می‌شود. دیدن زندگی‌تان از دریچه‌ای نو می‌تواند تأثیری عمیق داشته باشد. به قول آیر “تنها با گام نهادن بیرون از زندگی و جهان‌تان است که می‌فهمید عمیق‌ترین دغدغه‌تان چیست و خانه‌ای پیدا می‌کنید.”

آیر ما را به آرام گرفتن تشویق می‌کند تا “بتوانیم راه خود را بیابیم.”

می‌خواهم پیش از مردن _ کندی چانگ (Candy Chang) دختر شایسته‌ی چین

“دو تا از ارزشمندترین چیزهایی که داریم زمان و روابط ما با آدم‌های دیگر است. در این عصر هجوم سرگرمی‌ها، پیدا کردن راه‌هایی برای حفظ چشم‌اندازمان و به خاطر سپردن لطافت و کوتاهی زندگی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.”

چانگ در این سخنرانی قدرتمند به یاد ما می‌آورد که زندگی کوتاه است. ایده‌ی ساده و خلاقانه‌ی او برای استفاده از مکان‌های عمومی نشان‌دهنده‌ی اصالت پیوند بین آدم‌هاست و این که این پیوند می‌تواند به شیوه‌های گوناگون شکل بگیرد.

 تحصیل در خارج نیز کوتاه است. چشم که بر هم بزنید سوار هواپیمای بازگشت به وطن شده‌اید و با خود می‌گویید چه زود تمام شد.

من آن را به برنده شدن یک جایزه‌ی ۱۰هزار دلاری برای خریدی که فقط پنج دقیقه برایش مهلت دارید تشبیه می‌کنم! حال، از وقت خود در خارج از کشور چگونه استفاده خواهید کرد؟ چگونه به دیگران وصل خواهید شد و روابط خود را تقویت خواهید کرد؟

به قول چانگ “فکر کردن به مرگ فهم زندگی را آسان‌تر می‌کند”. اذعان به پایان‌پذیری تحصیل در خارج نیز اهداف و اشتیاق‌های شما در خارج را برایتان آشکارتر می‌کند.

ممکن است شما در هر جای جهان که درس می‌خوانید یا سفر می‌کنید یکی از دیوارهای «پیش از مردن» چانگ را ببینید. روبروی یکی از کافه‌های محبوبم در مادرید نیز یکی از آنها بود. هر بار که آن را می‌دیدم لبخند می‌زدم. یادم می‌انداخت زندگی گرانبهاست و باید از وقتم لذت ببرم.

تجربه‌ای اساسی در درک دیگران _ سم ریچاردز (Sam Richards) جامعه شناس

هیچ کاری راحت‌تر از تقبیح آدم بدجنس و هیچ کاری سخت‌تر از درک او نیست. فیودور داستایفسکی.

از خوبی‌های تحصیل در خارج و سفر، افزایش درک انسان است. اما این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ ریچاردز می‌گوید “همه‌اش با درک دیگران شروع می‌شود. با گذاشتن خود به جای دیگران.”

با تحصیل در خارج در مکان فیزیکی دیگری قرار می‌گیرید و جهان‌بینی‌های متفاوت و راه‌های متفاوت انجام کارها شما را احاطه می‌کند.

وقتی با طرز نگاه‌های رنگارنگ جهان مواجه می‌شوید آیا به آنها گوش خواهید داد و خود را به چالش خواهید کشید؟ یا از خود دفاع خواهید کرد و دیگران را در اشتباه خواهید دید؟ من بنا به تجربه‌ی خودم می‌گویم بحث سر درست یا غلط بودن نگاه کسی نیست و آنچه مهم است کشف دریچه‌های مختلف برای دیدن یک چیز واحد است.

درک دیگران همیشه خودبخود اتفاق نمی‌افتد. باز شدن ذهن برای پذیرفتن امکان‌های دیگر جهان به تلاش آگاهانه نیاز دارد. اما ذهن‌تان که باز شد یک چیز جادویی رخ می‌دهد.

همان طور که ریچاردز می‌گوید “به یکباره بدون این که خودت بفهمی جهان را دیگرگون خواهی دید. همه چیز تغییر کرده. هر چیزی در زندگی تو تغییر کرده. و اصل مطلب همین است.”

دختری که مدرسه می‌خواست _ کاکنیا نتایا (Kakenya Ntaiya) معلم و فعال اجتماعی

“کاری که ما می‌کنیم این است: به آنان فرصت رشد می‌دهیم. همین الان که داریم صحبت می‌کنیم زنانی هستند که دیگر دست رویشان بلند نمی‌شود و دلیلش انقلاب‌هایی است که ما در جامعه‌ی خود آغاز کردیم.”

گوش دادن به داستان کاکنیا نتایا آسان نیست اما باید آن را شنید. او داستان دردآور موانع فراوانش برای تحصیل و غلبه‌اش بر آنها را بازگو می‌کند. او که دختری با تبار ماسای از کنیا است، در کودکی به مدرسه رفتن تشویق نشد و مجبور شد به ازدواج تن دهد و در مراسم‌های بدوی قومش برای زن شدن شرکت کند. اما نتایا برنامه‌ی دیگری داشت.

نتایا با دنبال کردن برنامه‌هایش توانست در آمریکا درس بخواند اما هزاران دختر با شرایط او هستند که این امکان را ندارند.

این موضوع به او انگیزه داد تا پس از بازگشت به کشورش برای دخترها مدرسه بسازد و به همه‌ی ما یادآوری کند که تک‌تک‌مان قدرت این را داریم که تفاوتی ایجاد کنیم.

شما در تحصیل در خارج این فرصت را دارید که ناهمخوانی‌های موجود در نظام‌های آموزشی سراسر جهان، که اغلب ناشی از تبعیض جنسیتی است، را از نزدیک ببینید. شاید حتی در انجمن‌های خاصی که مستقیماً با این مسئله یا خیلی مسائل دیگر سر و کار دارند داوطلب شوید. پیام نتایا روشن است.

او از ما می‌خواهد کارش را الگویی قرار دهیم که “می‌تواند بر یک دختر، یک خانواده، یک روستا، و در نهایت یک کشور تأثیرگذار باشد.”  او در پایان سخنرانی‌اش می‌گوید اگر این کار را انجام دهیم “در جهانی بسیار صلح‌آمیزتر زندگی خواهیم کرد.”

قدرت آسیب‌پذیری _ برنِی براون (Brené Brown) پژوهشگر و سخنران

این یکی از پربیننده‌ترین سخنرانی‌های تاریخ TED است و بیش از ۱۷.۵ میلیون بازدید داشته. برنی براون متخصص آسیب‌پذیری است و توضیح می‌دهد که چگونه آسیب‌پذیری یکی از پایه‌ای ترین نیازهای انسان و کلید پیوند با دیگران است. او می‌گوید “برای شکل گرفتن پیوند، باید اجازه‌ی دیده شدن به خودمان بدهیم. باید حسابی دیده شویم.”

من هیچ تجربه‌‌ای آسیب‌پذیرانه‌تر از تحصیل در خارج سراغ ندارم. مجبورید هر روز خود را در معرض چیزهای جدید قرار دهید. با استفاده از زبان دوم برای انجام کارهای روزمره، با پیدا کردن دوست در فرهنگی کاملاً متفاوت، یا با سفر تک و تنها به مکان‌های جدید خود را آسیب‌پذیر می‌سازید.

تمایل شما به بی‌دفاعی در زندگی است که به رشد و اثرگذاری شما بر جهان کمک می‌کند. تحقیق براون نشان می‌دهد افرادی که این شیوه را انتخاب می‌کنند “جسارت ناکامل بودن را دارند”. نتیجه این می‌شود که چنین افرادی درک ارتباطی و تعلق قوی‌تری دارند.

من پسر یک تروریست هستم و صلح را انتخاب کردم _ زک ابراهیم (Zak Ebrahim) فعال صلح

“من با مردمی از مذاهب و فرهنگ‌های بسیار گوناگون مواجه شدم و این تجربه نقشی اساسی در شکل‌گیری شخصیت من داشت.”

زک ابراهیم در این سخنرانی کوتاه به خوبی نشان می‌دهد که ما همیشه می‌توانیم انتخاب کنیم. پدر او یکی از تروریست‌هایی بود که در طرح نقشه‌ی بمب‌گذاری در مرکز تجارت جهانی نیویورک در سال ۱۹۹۳ دست داشت. پدرش او را آماده می‌کرد تا پا جای پایش بگذارد اما او زندگی بسیار متفاوتی را برگزید.

او با تجربیات متنوع زندگی‌اش به این دیدگاه رسید که “وقتی مردم زمان می‌گذارند و با هم تعامل می‌کنند خیلی زود متوجه می‌شوند در بیشتر موارد همه چیزهای یکسانی از زندگی می‌خواهند.”

با تحصیل در خارج و سفر، با موقعیت‌هایی روبرو می‌شوید که به نگاه و باورهای شما تلنگر می‌زند. در نهایت این انتخاب پیش روی‌تان است که به چه چیز باور داشته باشید و چه داستانی را برای جهان بازگو کنید.

پیام روشن ابراهیم این است که انتخاب صلح بسیار آسان‌تر از انتخاب نفرت و خشونت است. او می‌گوید “من گواه زنده‌ی این جمله هستم که خشونت در دین یا نژاد کسی نهادینه نشده و پسر مجبور نیست رهرو راه پدر باشد.”

در سفر خود به خارج از کشور از تجربه‌ی ابراهیم استفاده کنید و به جای ترسیدن از کسانی که ظاهراً با شما فرق دارند با به کار بستن کنجکاوی خود نه تنها جهان‌بینی خود را وسعت دهید بلکه به گسترش صلح هم کمک کنید.  

 

ارزشمندی سفر _ ریک استیوز (Rick Steves) سازنده‌ی مستندهای سفر

“سفر باعث شده به دیگران نزدیک‌تر شوم و برای بهتر کردن دنیا هر کاری می‌توانم انجام دهم. به عبارت دیگر، سفر من را تبدیل به شهروند بهتری در جهان کرده و امیدوارم سفرهای هدف‌دارتان همین نتیجه را برای شما هم داشته باشد.”

۱۰ سخنرانی حاضر با هیچ ترتیب خاصی چیده نشده، اما این سخنرانی برای من از همه محبوب‌تر است.

استیو در این سخنرانی از ما می‌خواهد حساب‌شده و با این نیت سفر کنیم که از دایره‌ی افکار خود خارج شویم و به دنبال فهمیدن باشیم. او می‌گوید در نوجوانی خیال می‌کرده آمریکا بر رأس یک هرم بزرگ ایستاده و باقی جهان آرزو دارد مانند آمریکا شود، اما با سفر کردن به این پی برده که همه‌ی دنیا این رویای آمریکایی را ندارد. “سفر، قوم‌مداری (ethnocentricity) من را از بین می‌برد و من به خاطر این موضوع بسیار سپاسگزار و خوشحالم. رویای ما زیباست، اما درست به اندازه‌ی رویای دیگران.

اگر ترس‌ها و پیش‌فرض‌های خود را کنار بگذارید و به مردم نزدیک شوید سفرتان معنایی کاملاً تازه پیدا می‌کند. استیو می‌گوید “به عقیده‌ی من ترس مال کسانی است که خیلی از لاک خود بیرون نمی‌آیند.”